کد خبر 122640
۱۵ مهر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

دوران دفاع مقدس در عرصه های مدیریت وسازندگی

دوران دفاع مقدس در عرصه های مدیریت وسازندگی

نیروهای جهاد بر روی کرخه، سه پل بسیار مهم در جهت انتقال نیروها به دوسوی رودخانه احداث کردند که این پل از شاهکارهای جهاد بود.

اختصاصی / به گزارش خبرگزاری حیات، مسعود سرمدی از رزمندگان 8 سال دفاع مقدس می باشد که در مقاطع مختلف دفاع مقدس،از ابتدا تا انتهای جنگ در قالب نیروهای مهندسی جنگ جهاد ونیروهای عملیاتی سپاه ودر محورهای مختلف به جانفشانی پرداخت.هربار که از سمت وپست هایش در دوران دفاع مقدس پرسیدیم جوابی جز"سرباز وطن" نشنیدیم.وی بعد از دوران دفاع مقدس در عرصه های مدیریت وسازندگی عملکرد درخشانی داشته وبارها از او تقدیر شده است.مطالبی را که در ادامه     می خوانید قسمتی از خاطرات مسعود سرمدی می باشد. مسعود سرمدی در ابتدای سخنانش با اشاره به مقاطع ابتدایی فعالیتش در مناطق جنگی اظهار کرد:اواخر دی ماه واوایل بهمن 60 اولین حضور ما به عنوان پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد سازندگی بود که به سمت جنوب اعزام شدیم.یک گروه به سمت آبادان ویک گروه کنار کرخه مستقر شدیم که مقر ما کنار کرخه بود.ما در محورهای فکه وطلائیه در کنار رزمندگان کار می کردیم وبه احداث سوله ها ،خاکریزها وراه ها مشغول بودیم.در کنار کارهای مهندسی به تیپ 2 لشکر خراسان همدر ساخت امکانات استحکامی وسنگر و..کمک می کردیم. وی در ادامه گفت: در همان محور تا سال 61 وعملیات موفق فتح المبین حضور پررنگی داشتیم.مادر آزادسازی سکوهای موشکی دزفول ،دشت عباس وچنانه فعالیت گسترده ای انجام دادیم.البته در این پیشروی ها شهدای بسیاری تقدیم انقلاب کردیم،در واقع نمی توانیم نقش جهاد را در این برهه کمرنگ تر از ارتش وسپاه بدانیم چون جهاد کارهای خارق العاده ای انجام داد ودر روند پیشرفت وفتح سنگرهای دشمن کمک های بسیاری کرد. مسعود سرمدی با بیان فعالیت های جهاد در این مقطع از جنگ افزود: در عملیات فتح المبین با کمک سپاه 350 متر تونل زیرزمینی احداث کردیم ،این تونل به پشت سنگرهای عراقی می رسید ودر نهایت باعث پیروزی های بزرگی در این عملیات شد. نیروهای جهاد بر روی کرخه 3 پل بسیار مهم در جهت انتقال نیروهابه دوسوی رودخانه احداث کردند که این پل از شاهکارهای جهاد بود.ما در راه ساخت این پل ها شهدای بسیاری دادیم چون رودخانه در تیررس مستقیم دشمن بود.از دیگر ابداعات بچه های مهندسی تبدیل خودروهای تویوتا به ماشین هایی بود که قابلیت حرکت در رمل وشنزارها را داشتند وبا طراحی خاصی،به جای چرخ از زنجیر ذرهی استفاده می کردند.در این عملیات حدود 25 هزار اسیر گرفتیم وآنقدر در انتقال این اسرا به عقب مشکل داشتیم که نیروهای جهاد هم با هر وسیله ای که داشتند در انتقال اسرا کمک می کردند.اعتقادات دینی ما باعث شد که در جریان انتقال اسرا هیچ گونه تلفاتی نداشتیم وبا اسرا با ملاطفت برخورد شود در حالی که بسیاری از اسرای ایرانی توسط بعثی ها شهید شدند. این رزمنده دفاع مقدس در ادامه افزود: در دشت عباس چون از شب قبل باران باریده بود، ماسه ورمل تبدیل به باتلاق شده وتمامی دستگاه ها،تجهیزات وحتی خود نیروهای بعثی گیر افتاده بودند.نیروهای پیاده بعثی برای رهایی از این باتلاق حتی لباس ها وپوتین های خود را از تن در آورده بودند وامداد الهی بر این بود که همه آنها گرفتار شوند.ما هم که سایت های موشکی دزفول را از دشمن پس گرفته بودیم ،در آنجا مستقر شده و کاملا برمنطقه مشرف بودیم واین صحنه را می دیدیم،به سمت پایین تپه سرازیز شده ودشمن را تارومار کردیم. وی بابیان خاطره دیدار امام خمینی(ره)گفت: بعد از تثبیت عملیات فتح المبین به عنوان نیروهای نمونه راهی تهران شدیم تا با امام (ره) دیدار کنیم.بعداز عملیات شبانه با وسایل غنیمت گرفته شده به سمت تهران حرکت کردیم وصبح به مقصد رسیدیم.ساعت 8 آماده دیدار با امام خمینی(ره)شدیم وساعت 10 صبح با امام دیدار کردیم که بسیار جو معنوی بر جماران حاکم شده بود واین از خاطرات فراموش ناشدنی من می باشد. مسعود سرمدی درادامه افزود: در سال های 64 و65 در قالب سپاه در کردستان وسقز به عنوان نیرو های رزمی عملیاتی سپاه فعالیت می کردیم.در این مقطع چهره دشمن متفاوت بود.نه تنها با عراق در جنگ بودیم ،بلکه با دشمن داخلی بیشتر مواجه بودیم.اینها گروه های چپ ومنافقین ودر راس آنها دو گروه خشن کومله ودموکرات بودند .تا جایی که نیروهای جهاد وسپاه را با فجیع ترین شکل ممکن به شهادت می رساندند.وظیفه ما این بود که محورها ومقرهایی که منافقین در آنجا تراکم نیرویی داشتند را شناسایی وسپس عملیات کنیم ،معمولا بعد از هر شناسایی یک عملیات سنگین داشتیم.بر خلاف جنگ با عراق که کلاسیک بود،در این مناطق عملیات ها به صورت چیریکی ونامنظم انجام می شد.اغلب عملیات های ما با کمک نیروهای ارتش ونیروهای کرد مسلمان «گردان های نبی اکرم(ص)» صورت می گرفت وهدف ،پاکسازی شهرها وروستاها و محورها از وجود نیروهای کومله دموکرات بود. وی گفت:در این منطقه شرایط بسیار سختی حکم فرما بود.به علت شرایط جوی وسرمای زیر 30 درجه وکمین منافیقین،گاهی اوقات نمیتوانستیم نیروها را تعویض کنیم وبچه ها به طرز مظلومانه ای شهید می شدند،چه از طریق کمین کومله ،دموکرات ها ویا سرمای بیش از حد.در یکی از عملیات ها،برای پاکسازی روستای"میرده" که از سکنه خالی شده بود وماه ها در دست منافقین بود عازم این منطقه شدیم،به نصف راه که رسیدیم ،قرار شد به مقرهای تصرفی وپاکسازی شده برگردیم وبا روشن شدن هوا وتجدید قوا به راه خود ادامه دهیم،اما در راه برگشت بین دو کوه در کمین منافقین گیرافتادیم ، درآنجا بعد از چند ساعت درگیری ، با کمک نیروهای کرد آشنا به منطقه به عقب برگشتیم.فردای آنروز موفق شدیم با عملیات هلی بورد ،کمک ارتش واضافه شدن 3 هزار نیروی کمکی، این عملیات سنگین را به سرانجام برسانیم. این رزمنده اظهار کرد: در طی پاکسازی ها یک جاسوس انگلیسی را در داخل طویله ای دستگیر کردیم که در لابه لای علوفه ها پنهان شده بود.این شخص کاملا با آداب ومعاشرت کردها آشنا بود ودر صحبت با او متوجه خارجی بودنش نمی شدیم،ولی با تحقیق وبازجویی اطلاعات سپاه از هویت ونیات شوم او پرده برداشته شد. وی گفت: از بهارسال 67 تا پایان تابستان همان سال در قالب تیپ مهندسی 3 سیدالشهدا در سه محور شلمچه،موقعیت شهید مداحی وجزیره مجنون مشغول به کار بودیم.حتی شبها هم در زیرآتش شدید دشمن ،برای ایجاد زمینه عملیات های بعدی کار مهندسی انجام می شد.عراق وقتی متوجه کمبود شدید نیروی انسانی ما در این جبهه شد با حمله سنگین فاو،شلمچه وجزیره مجنون را اشغال کرد.نیرو به حدی کم بود که ما از قرارگاه کربلا 400 قبضه کلاشینکف برای بچه های جهاد درخواست کردیم تادر کنار کار مهندسی به علت کمبود نیروی رزمنده،در مقابل پاتک های دشمن نیز بجنگند.دشمن تا دروازه های عراق رسیده بود که امام در آنجا امام با پیامی نیروها را به منطقه بسیج کردند . مسعود سرمدی با اشاره به یکی از خاطرات این محور عملیاتی افزود: عراق مقر مهندسی ما را در موقعیت شهید مداحی تصرف کرد.برای اینکه دشمن نتواند ازلوازم مهم ما استفاده کند،از نیروهای داوطلب افرادی را انتخاب کردم وبا دو خودروبه یک کیلومتری مقر بعثی ها رفتیم.از آنجا سینه خیز وبا سکوت کامل وارد مقر شدیم وبسیاری از قطعات مهم وراهبردی را از آنجا خارج کردیم.این کار را دو شب پیاپی وبا رشادت بچه های مهندسی انجام دادیم. وی در مورد عملیات بیت المقدس 8 گفت:هرآنچه را که عراق ماه قبل گرفته بود در این عملیات بازپس گرفتیم.همگام با نیروهای رزمنده که رو به جلو حرکت می کردند بچه های جهاد یک قدم جلوتر ودر واقع جلوتر از خط مقدم،بدون سنگر وبا لودر خاکریز احداث می کردند .در این منطقه نیز شهدای بسیاری را تقدیم انقلاب کردیم.در این عملیات نیروهای مهندسی جهاد با احداث "خضر"«شناور متحرک» در دو نقطه از کارون با جابجایی تانک ها ،ادوات ونیروها نقش محمی ایفا کردند.این از کارهای بکری بود کهتوسط بچه های ما انجام شد.تا زمان آتش بس در همین محور به استحکام مواضع پرداختیم .نیرو های مهندسی جهاد تا پیروزی نهایی در کنار رزمندگان ایستادند ودر پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی ایران ودفاع از ولایت فقیه ،بارها وبارها نقش آفرینی کردند. 

برچسب‌ها